شمارهٔ ۱۸ - تاختن آورد بر بتان ختن ریش سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
ای بهمه تن گناه کرده، مکن ریش
هست سزای عقوبت همه تن، ریش
دل بسک اندر شکن چو کشن برآمد
بیش زناخن بردی در مشکن ریش
ریش فرومان و پیر کودک خود باش
رخنه مکن ناخنان خویش و مکن ریش
ریش بمان تا کلان شود بتمامی
. . . ر خوری پیش سینه باز فکن ریش
شرم نکردی که مرد برنا گشتی
راز روی . . . ر، میکنی ز ذقن ریش
ریش برآورده، . . . ر نتوان خورد
با تو ازینگونه هیچ گفت سخن ریش؟
از تو کلانتر، هزار کس را گادم
تیر سر . . . ر انگشت مجن ریش
. . . ن کلان ترا نگردد کاسد
رونق بازار، با دوازده من ریش
ریش مکن تیر ماه، تا بهاران
همچو گیاورد بد روی بمسن ریش
فصل بهاران بوقت داری زنهار
باز نداری ز جای ریدن من ریش
. . . ن من آن ریش ریش کرده زنخدان
برمکن ای . . . ر خواره مادر وزن ریش
بر زنخت باد کفچه، کفچه . . . رم
سرد لقائی بمان و کفچه مزن ریش
این به همان وزن و قافیه است که گفتم
تاختن آورد بر بتان ختن، ریش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی اشاره به مسالهٔ گناه و عواقب آن دارد. شاعر از کسی میخواهد که از انجام گناه و خطا پرهیز کند و به جای آن به صراط مستقیم هدایت شود. او هشدار میدهد که اگر کسی به اشتباهات خود ادامه دهد، عواقب سختی برایش خواهد داشت. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که انسان باید از قدرت و سن خود آگاه باشد و برای بهبود خود تلاش کند. در نهایت، او بر لزوم اصلاح رفتار تأکید کرده و به یادآوری عواقب گناه میپردازد.