شمارهٔ ۲۲ - این غم عشق به پیرانه زیاری جستم سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای پسر تا بمیان پای تو در نگریستم
جز بیک چشم گروگان بر تو نگریستم
زار بگریستنی بود مرا از ره . . . ر
زان گریستن بتو بر درد تو من بگریستم
ببست دانی تو بمعنی و بصورت یکروز
من غلامباره بصورت یک و معنی بیستم
عجب از گفته طیان باشد پس خر
من نه استم پس خر زانکه نه آخر حیستم
تاز بازی را بگزیده ام از اول کار
هم برین باشم و بینم که بآخر چیستم
تا بدین . . . ر مرا عرضه بگیری پسرا
که بدین . . . ر پسر خوانده آغا جیستم
آنکه خر گوید مر . . . ر ورا کای مهتر
من بجای تو یکی سوزنک در زبستم
بر من ای تاز یکی تیز تو بهتر ز جهان
نیز ده بر سر بوقم که جهانی زیستم
این جوابست مرآنرا که بگوید طیان
این غم عشق بپیرانه ز یاری جستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ابراز احساسات و تجارب خود در مواجهه با عشق و زندگی میپردازد. او به طور مستقیم به پسر اشاره میکند و میگوید که در نگاه او تنها یک حس وابستگی و عشق وجود دارد. شاعر از گریستن خود بر دردهای یار و عشق سخن میگوید و به معنای واقعی زندگی اشاره میکند. او همچنین بیان میکند که احساس میکند که زندگی را از ابتدا تا انتها تجربه کرده و در جستجوی معنی و حقیقت آن است. در نهایت، شعر شامل انتقاداتی به کسانی است که او را به تمسخر میگیرند و نشان میدهد که او به جای توجه به این انتقادات، بر روی عشق و زندگی متمرکز است.