شمارهٔ ۲۵ - صنما تا به کف عشوه عشق تو دریم سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای سنایی تو کجایی که به خون تو دریم
تا به نیمور هجا نفحه شعرت بدریم
هرکجا شعر تو یابیم نقیصه بکنیم
ور ترا نیز بیابیم، به . . . ن در ببریم
اندبار از تو و دیوانه عطیه کل و کور
کلتر و کورتر و غرتر و دیوانهتریم
تحفه تست و عطای تو عطیه کل و کور
ما همه ساله و را کاج بیاد تو خوریم
گردن دول تو از سیلی چون دیم کنیم
تو مپندار ازین کار که که ما کفشگریم
تو مپندار که تا او بر ما باشد، ما
روی زی هجو تو آریم و ازو در گذریم
هر زمان شعر تو آرد بر ما این کل کور
نعره بردارد و گوئیم نه گنگیم و کریم
سرما خورد یکی گنده سر از بهر خدای
تو چه دانی که چه در گند سر و درد سریم
شعرهای تو بخوانیم و بر او سخره کنیم
ور کند سخره ما، سخره او را نخریم
چند گوئی که سخنهای سنائی نخرند
نخریم و نخریم و نخریم و نخریم
ای سنائی ز من و کور عطیه خیری
جستجو می نکنی، دانی تا بر چه دریم
چند گوئی که سنائی و سنائی و ثنا
نه سنائی زر سر خست و نه ما از گز ریم
ای سنائی بجز این هست که تو با هنری
ای سنائی بجز این هست که ما بی هنریم
هنر اینست که تو می بهلی، ما نهلیم
بپس پشت، که تو می بغری، ما بغریم
دوست و یار تو اینکور عطیه است درست
بشکند آرزوی تو چو بدو در نگریم
این جوابست مر آن را که سنایی گوید
صنما تا به کف عشوه عشق تو دریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره سنایی شاعر بزرگ فارسیزبان است و بیانگر عشق و ارادت به او و شعرهایش است. شاعر از احساسات عمیق خود سخن گفته و به ارزش شعرهای سنایی اشاره میکند. او میگوید که اگر سنایی را پیدا کنند، با افتخار به او احترام خواهند گذاشت و از اشعارش بهرهمند خواهند شد. همچنین بر این نکته تأکید میکند که ما به شعرهای او توجه داریم و از آن سخره نمیزنیم، بلکه آن را ارج مینهیم. در نهایت، شاعر از کمیابی هنر و شخصیت سنایی سخن میگوید و بر اهمیت او در دنیای شعر تأکید میکند.