شمارهٔ ۳۵ - ای گشته ز تابش و صفای تو سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
سهل است سنائیا سنای تو
وین قدر و فضیلت و بهای تو
نزدیک کسی که او خرد دارد
کمتر ز بهیمه (ای) بهای تو
اشعار ترا بجملگی دیدم
آورد عطیه مان عطای تو
بردیم عطیئه ترا بر . . . ن
خوه پور تو و خوهی بقای تو
مرشعر ترا نقصیه ای گفتم
این بود و جزین نبد سزای تو
در . . . ن مهل و بگوی شاهد
آئینه روی یا قفای تو
کاییته قفا چنان بود دلی
کاینجا بچه شاهد و عصای تو
مشک اکنون که موی مییابد
اسیل و ترا بود گیای تو
آگاه شدی ز ماجرای من
آگاه شدم ز ماجرای تو
بالا بنمای ای سنائی هان
تا چند کزی است بوریای تو
هرکس که ترا بدید، لعنت کرد
بر آدم پیر پارسای تو
اینست جواب آن کجا گوید
ای گشته ز تابش و صفای تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره ویژگیها و فضیلتهای سنایی (شاعر معروف ایرانی) است و تأکید میکند که ارزش و مقام او در نظر خردمندان بسیار بالاست. شاعر بیان میکند که آثار سنایی را خوانده و از ارزش معنوی آنها آگاه است. او به کسانی که به سنایی انتقاد میکنند اشاره میکند و از آنها میخواهد تا با دیدی بازتر به او و آثارش نگاه کنند. در نهایت، شاعر از سنایی میخواهد که مقام خود را نمایان کند و به تحسین و ستایش او بپردازد، در حالی که به انتقاداتی که بر او شده نیز پاسخ میدهد.