شمارهٔ ۳۰ - ای سنائی دم در این عالم قلندروار زن سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای پسر ریش آوریدی گل کش و دیوار زن
باد سرد از درد ریش آورد کی دیوار زن
گاه بی ریشیت گنتم دست بر دیوار نه
ممرا گفتی رو ای غرزن سر دیوار زن
پار بر من لاف پریشی زدی و خوش زدی
گر بحسن امسال چون پاری، فزون از پار زن
سرکشی کردی و سرگشتی و پشت سر زدی
آن بسر شد ای پسر، هنجار دیگر کارزن
فاقه و ادبار بی ریشی خور و بسیار خور
باد سرد از یاد بیریشی زن و بسیار زن
بر گل خیریت خیره خار بر رست ای پسر
خیره منشین جان بابا، خر بگیر و خار زن
داو سر سنگی به بیریشی همی صد کان زدی
داو دودانگی به با ریشی بسیصد بارزن
نقش کعب از دو یک و شش پنج و سه و چار داد
هان دو و یک را همه شش پنج و سه و چارزن
ریش آوردی برو آسانتر ای دشوار خم
کار آسان گر نیابی، چنگ در دشوار زن
روی را از من ببر و زپیش من آواره شو
ورنه بر راه رهائی رو یکی آوار زن
. . . یر . . . ن تو ندارم، خیز و بالا راست کن
. . . یر . . . ن خویش جوئی، چنگ در پالارزن
هان و هان کم گوی که خود بی ثمر کشیم و پیر
بر دهان همچو . . . ن خرس . . . س کفتار زن
گر غلط پندار پنداری که هستم، نیسم
خاک در چشم غلط بین غلط پندار زن
تو همان یاری که بودی، لیک ریش آورده ای
تیز بر ریشت زن گر تیز نبود هار زن
این جواب آن، کجا گوید سنائی غزنوی
ای سنائی دم درین عالم قلندروار زن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به جوانی که ریش درآورده، خطاب میکند و به او میگوید که باید به جای غرور و خودبینی، واقعیتها را بپذیرد. او از دشواریهای زندگی و سردی باد میگوید و به او یادآوری میکند که در مواجهه با مشکلات باید از خودگذشتگی و کارایی بیشتری نشان دهد. همچنین به او توصیه میکند که از زیباییهای زندگی غافل نشود و به جای غرور بدون فایده، بر تلاش و مقررات زندگی تمرکز کند. در نهایت، شاعر بر این باور است که زندگی باید با تساهل و رهایی از قید و بندها سپری شود و از خودپرستی پرهیز شود.