نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ - کودکان تنگ قبا سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

این کودکان تنگ قبای فراخ . . . ن

کردند . . . ایرو کیسه ما هر دو سرنگون

از بسکه . . . ایرو کیسه ما سیم و آب داد

نی سیم از آن برآیدنی آب ازین برون

آنجا که سیم بود، در او ماند باد پاک

وانجا که آب بود ازو رفت ناب خون

بسیار کودکان الف قد بپیش من

چون دال و نون شدند ز نادانی و جنون

ما نیز بر گزاف به . . . دیم تا شدیم

زینسان میان شکسته چو دال و نگون چو نون

تا سیم بود، بود میان پایشان چو سیم

دادیم سیم و کرد میان پای فی البطون

بردند جمله سیم بسیلی و چوبدست

از ما بدستمایه . . . نهای سیمگون

روز و شبان بگنبد سیمینشان زدیم

هر ساعتی ز دسته سیمین یکی ستون

چون دسته شد خمیده و گنبد فرو درید

کم شد مزه، مزه نتوان کرد ازین فزون

زین پس فسون و لابه ایشان چرا خریم

چون مار مرده مان به نمی‌جنبد از فسون

جستیم تا ز خران، تا ایر سخت بود

چون ایر سست گشت چو خران و چه حرون

دردا و حسرتا که از امروز تا به مرگ

ما سست ابر ماندیم، ایشان فراخ . . . ون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف کودکان و احساساتشان می‌پردازد. شاعر از وضعیت نابسامان و ناپایداری زندگی کودکان می‌گوید که مانند دال و نون در نادانی و جنون گرفتار شده‌اند. آن‌ها در تلاشند تا با استفاده از مواد مختلف مانند سیم و آب، به نوعی زندگی کنند، اما در نهایت به ناپایداری و بی‌ثباتی می‌رسند. احساس حسرت و درد در این شعر مشهود است، و شاعر به نوعی به عدم تغییر و پیشرفت در زندگی و آینده اشاره می‌کند، به‌گونه‌ای که تمام تلاش‌ها بی‌نتیجه مانده و به نوعی به انزوا و بی‌فائده‌گی تعبیر شده است. در کل، شعر تصویرگر غم و اندوهی عمیق در زندگی کودکان و ناتوانی آن‌ها در جلوگیری از وقوع مشکلات است.