شمارهٔ ۳۷ - گره زده سر زلفین دلگشای که چه سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خوره شده بمیان پای من بپای که چه
فکنده زیر یکی گنده راوگای که چه
میان پای یکی . . . ل دوغ ریز که چون
به پیر دانشی و طفل گوه خوای که چه
چو گردن شتری کرده خویشتن بر خیر
دوایه بسته بخود همچنان درای که چه
تو هر زمانی گداتری و من کرده
توانگری همه در کار نو گدای که چه
یکی نگوئی هر تاز را که ای گنده
کنی بما ستم و جور غم فزای که چه
جواب آن غزلست این که گفت مختاری
گره زده سر زلفین دلگشای که چه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری انتقادی و نمادین است که در آن شاعر به بررسی وضعیت خود و دیگران میپردازد. او به خود و دیگران نقیصهها و مشکلات اجتماعی را یادآوری میکند و از نابرابریها و ستمها سخن میگوید. در این شعر، شاعر با زبانی طنزآمیز و تمثیلی به تضادهای زندگی و وضعیت اجتماعی اشاره میکند و به نوعی انتقاد به قدرت و ثروت در جامعه دارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که زیبایی و خوشیهای زندگی به نوعی به دست خود انسانها بستگی دارد و باید به دنبال تغییر و بهبود اوضاع بود.