شمارهٔ ۳۸ - دوش در خواب ترا دیدم سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ریش با دوش رسید از بن گوش ای گنده
از بن گوش کشان ناوه بدوش ای گنده
ریش تو آمد و برد از تو جمالی که بدان
تیز کردند خریداران روش ای گنده
بدو سه پشم چنان کار تو گشته است ترش
که بجای تو بود دیو سروش ای گنده
من خریدم بسلم جای دگر جور ترا
تو برو جای دگر نسیه فروش ای گنده
دوش در خواب ترا دیدم ماننده دیو
رفتم از دیدن تو دوش ز هوش ای گنده
لب چون خوشه خوشیده او بین و برو
عشق جوشان مار بین و بجوش ای گنده
یله کن چند گهی تا بزیم با او خوش
که ترا دیدم و برداشت دروش ای گنده
چو نئی خندان ریشی چندان خوش ولوشم کردی
نیک ریش تو برآمد خوش ریش ای گنده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره زیبایی و جذابیت ظاهری کسی به نام "گنده" است که با اشاره به ریش و ویژگیهای ظاهری او، تلاش میکند تا جذابیت و تاثیر او را بر دیگران نشان دهد. شاعر به طور استعاری از ریش و زیباییهای دیگر سخن میگوید و حسرت میخورد که چگونه دیگران نیز به اندازه او زیبا نیستند. همچنین از خوابهایی که درباره او دیده و تأثیر آن بر احساساتش صحبت میکند. در نهایت، شعر به ستایش زیبایی و خوشیهای ظاهری گنده میپردازد و بر تأثیر او بر دیگران تأکید دارد.