شمارهٔ ۴۰ - ای راه ترا دلیل مردی سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای مرز ترا دریده مردی
زان مرد بتو رسیده دردی
بر نیز گهت نهاده سرخی
وز نانگهت کشیده زردی
آن ایر که رایگان بخوری
باد من جو، خری نخوردی
اندر همه شهر خود نیابی
جز تو، که ترا نگاد مردی
و در دسترسی بدی، همانا
ایر تو، ترا جماع کردی
اینست جواب آنکه گوید
ای راه، ترا دلیل مردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مرز و گرفتاریهایی که مردی با آن مواجه است، اشاره میکند. او میگوید که فردی از مشکل و درد مرد دیگری متاثر شده است. این درد به نوعی بر سرنوشت او تأثیر گذاشته و اثرات آن را بر جسم و روحش میتوان مشاهده کرد. شاعر بیان میکند که در این دنیا، تنها کسی که میتواند نظارهگر این مشکلات باشد، خود آن مرد است. او اشاره میکند که در دسترسی به این درد، آن مرد به نوعی جمع شده و در واقع پاسخ به کسانی که میپرسند راه را چگونه باید پیمود را بدهد. در نهایت، شاعر میخواهد بگوید که خود آدمی باید در پی راه و دلیل زندگیاش باشد.