نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ - ای کودکان سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

. . . ر من ای کودکان ز کار فرو ماند

زار بگریم بر او که زار فرو ماند

. . . ر نگویم ز کار ماند، چه گویم

رستم دستان ز کار زار فرو ماند

. . . ر نبد، شیر بد که از فزع او

شیر شکاری به مرغزار فرو ماند

سال برآمد مرا به پنجه و او را

پنجه فرو ریخت، وز شکار فرو ماند

بود مرا خر زه ای چنانکه نیارست

خر بمری پیش او ز هار فرو ماند

ماده خری تنگ بسته را بنهادم

چنبر بگسست و در نوار فرو ماند

باز بر آنگونه سست گشت که گویی

ماده خری زیر تنگ بار فرو ماند

کره سوی ماده خر برد به بیابان

مژده که آن کنگ خر فشار فرو ماند

آنکه سر از نیفه برفروخت چو برخاست

خفت و سر از پاچهٔ ازار فرو ماند

آنکه ز بیگانگان نفیر برآورد

اکنون از خفت و خیز یار فرو ماند

رنج میان پای کف و . . . ن و . . . س از وی

خاست که از کار هر چهار فرو ماند

دل نکنم تنگ از آن سبب که در این کار

بهتر ازین کس دو صد هزار فرو ماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالت بی‌کسی و ناتوانی در برابر مشکلات اشاره دارد. شاعر با ذکر مثال‌هایی از حیوانات و شرایط مختلف نشان می‌دهد که چگونه افراد و موجودات در برابر سختی‌ها و چالش‌ها دچار رکود و شکست می‌شوند. او می‌گوید که حتی رستم، پهلوان بزرگ، و شیر، نماد قدرت، نیز در برابر مشکلات متوقف می‌شوند. در نهایت، با تأکید بر این نکته که در زندگی ممکن است افراد بسیار بهتری از ما نیز در شرایط مشابه تسلیم و ناتوان شوند، از احساس ناامیدی و گرفتاری سخن می‌گوید.