نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - خر خمخانه سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

خر سر خمخانه ای زنت غر و ایضا

هست مرا در هجای تو ید بیضا

هستی از شاعران مبعض کلی

جز تو همی شاعرند بعضی بعضا

مایه فکند است در دل همه از تو

طلعت میشوم تو عداوت و بغضا

خود را کردی بگرگ یوسف مانند

قال زدی، گرگ خورده بادت غضا

ایضا در شعر اگر نبود درآمد

خر سر خمخانه ای زنت غر و ایضا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف یک زن می‌پردازد که به نوعی نماد زیبایی و شاعرانگی است. او به وجود این زن و تاثیرش بر دل شاعران اشاره می‌کند و می‌گوید که تنها اوست که در دنیای شعر خاص و بی‌نظیر است. همچنین، شاعر به تضادهایی که در رابطه با این زن احساس می‌کند، اشاره دارد و نشان می‌دهد که عشق و عداوت گاهی در کنار هم می‌نشینند. در نهایت، با تجدید نظر در کلماتش، به حسرت اشاره می‌کند که حتی اگر در شعرش نتوانسته باشد به طور کامل احساساتش را بیان کند، این زن در همه ابعاد زندگی‌اش حضوری پررنگ دارد.