نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ - خواجه امام سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

خواجه امام خطیب نوحی بادا

عمر تو از عمر نوح نیز فزونتر

نخشب گشته ز مصر خرم و خوشتر

عزت تو در وی از عزیز فزونتر

هرکه ترا دوستدار نیست بنخشب

گوه بریشش درون و تیز فزونتر

خواجه حسین ترا بروی تو فردا

دعوت سازم ز ببست حیز فزونتر

مطرب و ره گوی خوانم از برده صف

باده ز پنجاه قطر میر فزونتر

تا زان آرم به پیش او بنشانم

از عدد کوز و از مویز فزونتر

رخ بسفیدی و زلفشان بسیاهی

از شب و روز دی و تمیز فزونتر

هریک مانند میر احمد از دول

. . . ون بود باز از فقیر فزونتر

نزد غلامبارگان شهر نماید

قیمت . . . ونشان ز یک پشیز فزونتر

وز پی تو تازگی گریز گریزان

در حیل از ما گه گریز فزونتر

نازی آرم چنانکه حلقه . . . ونش

ناید از چشم کفجلیز فزونتر

چیزی بفرست تا بسازم دعوت

زانکه ندارد درست چیز فزونتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره بزرگداشت و تمجید از شخصیت و مقام خواجه امام خطیب نوحی است. شاعر به‌طور خاص به برتری عمر و مقام او نسبت به دیگران اشاره می‌کند و عمر او را بیشتر از عمر نوح می‌داند. همچنین به زیبایی و عظمت ویژگی‌های خواجه حسین اشاره کرده و او را برتر از دیگران توصیف می‌کند. شاعر خواهان برگزاری جشنی برای او است و می‌خواهد که مهمانی با موسیقی و باده همراه باشد. او از زیبایی‌های صورت و صفات انسانی سخن می‌گوید و بر اهمیت و ارزش وجودی خواجه تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر از خواننده می‌خواهد که چیزی به او بفرستد تا بتواند به شایستگی از خواجه پذیرایی کند، زیرا هیچ چیز کم‌ارزش برای او کافی نیست.