شمارهٔ ۲۲ - حنائی سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
دید حنائی به . . . یلر میل زن خویش
وانچه کلان . . . ایر شهر خیل زن خویش
برد زنش را به . . . ایر خوردن مهمان
رفت بهر خانه ای طفیل زن خویش
داد به . . . ادن بزن سبیل و ز کنجی
گرم فرو . . . ید بر سبیل زن خویش
غله امسال اگر گروگان گردد
جمله بپیماید او بکیل زن خویش
مفت زن و زن بمزد گشت و فرو جست
از نفقات نهار و لیل زن خویش
ویل نیاید اگر بقلب حنائی
بر شده بیند بچرخ ویل زن خویش
کرد زن خویش را سهیل خر انبار
گشت حنائی همان سهیل زن خویش
بر سر او سیل غم براند زن و رفت
تا کندی ناودان بسیل زن خویش
. . . ایر به . . . ون کسی بود که نگوید
دید حنائی به . . . ایر میل زن خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس حنایی نسبت به همسرش و تاثیرات آن بر زندگی روزمرهاش است. حنایی به همسرش فکر میکند و اشاره به مشکلات و مصیبتهایی دارد که ممکن است برایش پیش بیاید، مانند غم و غصهای که از نذری نداشتن و ناتوانی در تامین معیشت ناشی میشود. همچنین به نقش زن در زندگی و اهمیت و محبت او تاکید میکند. حنایی از سویی دیگر، زندگی را با دغدغههای خود میسازد و نگران آینده و وضعیت همسرش است. در نهایت، این شعر یک نگاه عمیق به احساسات انسانی و پیوندهای خانوادگی دارد.