نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ - چرا زن گرفتم سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زن کردم ای ولی نعم از برای آن

تا کدخدای گردم و مردی نکو شوم

آگه شدم که گر بمثل روی و انهم

در دست زن چو کاغذ تزویر گو شوم

لیکن نه باز گردم از شرم مردمان

کاندر خور تماخره و تیز تو شوم

از دعوت دو گونه و سه دست و چارپای

آن شب که قصد کردم تا جان او شوم

امروز برگ دعوت من بنده را بساز

تا امشبک یکی به . . . زن فرو شوم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به بیان احساسات و دغدغه‌های او درباره‌ی جنسیت و روابط اجتماعی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که او به خاطر زن شدن، می‌خواهد به جایگاه بالایی دست یابد و به عنوان مردی نیکو شناخته شود. او از تضادها و چالش‌هایی که با توجه به انتظارات اجتماعی مواجه است، صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که حتی با وجود این چالش‌ها، پشیمان نخواهد شد. در انتها، شاعر به دعوت از دیگران و تلاش برای پیوستن به جمع می‌پردازد و به نیت خود برای تظاهر به زن بودن اشاره می‌کند. این شعر نشان دهنده‌ی احساس رنج و جستجوی هویت در میان فشارهای اجتماعی است.