شمارهٔ ۳۵ - خر مغ سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تاج خرقان به بخارا به لب جوی بشیر
خر مغ . . . اد و بترسید ز تاوان دادن
به سمرقند کنون هم خر مغ میطلبد
تا به . . . اید که ز حرفت نتوان استادن
خر خمخانه ز من چون خر بر یخ مانده است
عاجز از رفتن و استادن و از افتادن
گفتم ای خواجه بدین حال مغ اندیش مباش
خر مغ نیست توانی خر ترسا . . . ادن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و روز شخصی میپردازد که در وضعیت نامطلوبی قرار دارد، مانند خر که در شرایط سخت است. شاعر از خادم (خواجه) میخواهد که به فکر خود نباشد و نگران نباشد، زیرا آن خر که در حال بدرن یا ایستادن نیست، در واقع خر مغ نیست، بلکه خر ترسا است، که به نوعی به معنای فضیلت و پاکی است. این شعر از تضاد و تنش بین وضعیتها و هویتها صحبت میکند و به نوعی به چالشهای زندگی پرداخته است.