شمارهٔ ۴۲ - خواجه محمد بن مؤید سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خواجه محمد مؤید که کمتر است
دریا برابر دل تو زاب داشه ای
باز بست همت تو که در زیر بال اوست
بر چرخ نسر طایر و واقع چو باشه ای
بگذشته ای ز معن بمیدان مردمی
کور ابدی براق و ترا لنگ لاشه ای
در دوستداری تو چنانم که گوئیا
تو چون محمدی و منم چون عکاشه ای
بنگر بدوستی که مرا طرفه اوفتاد
با دوستی بروی چو پشت رکاشه ای
آنگه که بود ساده زنخ توختم بسیش
واکنون که کرد ریشی چون عور واشه ای
با وی کز نخ سوز خوهم کرد گرم گرم
آتش فروزم از تو فرستی تراشه ای
من نیز خدمتی کنم از بهر موی ریش
عمزاده تو را بوفای دواشه ای
تا در زمانه باشد سوزنگری که او
بر تشنه دو سوزن ساز در ماشه ای
بر تخت باد جای بداندیش تو ولیک
تخت کباب و رانش گرفته بماشه ای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از خواجه محمد مؤید به توصیف احساسات عمیق عاشقانه و محبت به محبوب میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر و تعبیرات زیبا، عشق خود را مانند دریایی عمیق و وسیع بیان میکند. او به تأثیرات دوستی و عشق در زندگیاش اشاره میکند و به نوعی در برابر محبوب، خود را خاضع و تسلیم نشان میدهد. شاعر همچنین از تمثیلهایی همچون "محمدی" برای محبوب و "عکاشه" برای خود استفاده کرده تا نشان دهد که چقدر جذبه و عشقش عمیق است. در کل، شعر به عواطف ناب و احساسی که از محبت نشأت میگیرد، میپردازد.