شمارهٔ ۴۳ - سالار بک سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سالار بک ای از در احسنت و زه زه
ای خسرو احسان ترا لشکر انبه
زوار شده خسرو احسان ترا خیل
دست تو وزیر است قوی همت و بشکه
اجرائی کز دست سخای تو رهی راست
از بهر که وله نرسید است زده نه
در سر هوس فسق و فجور است و ندارم
یک جو که بر آن فسق توان کرد توجه
بی سیم که وله نتوان یافت بهر حال
در پای سوی که بردم و دست سوی مه
آنگاه برون آیم سرمست و بن و آیز
چون سبلت اعدای تو بار و مه پر گه
صله بده و شعر مخوان از قبل آنک
تا بر تو و شعرم نکند خلق فهاقه
تا باد نه چون خاک بود آب نه چون نار
نامور نه چون مار بود کاه نه چون که
چندانت بقا بادا در دولت و اقبال
کز دور و سکون چرخ و زمین آید بسته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تقدیر و بزرگی خسرو احسان است. شاعر از قدرت و عظمت او سخن میگوید و او را به عنوان یک فرمانروای سخی و نیکوکار معرفی میکند. شاعر به وزیری با همت و توانایی اشاره میکند که در خدمت خسرو است. همچنین به عشق و شهوت اشاره میکند و بیان میدارد که فردی در پی لذتهای زودگذر است، اما او نمیتواند به آن دست یابد. شاعر خواستار پایداری و موفقیت برای خسرو در حکومت و زندگی است و آرزومند دوام و برکت در دوران او میباشد. در نهایت، بر اهمیت شعر و هنر در نزد او تأکید میکند و از تأثیر منفی بدون درک صحیح این هنر بر مردم هشدار میدهد.