شمارهٔ ۴۸ - ولوله در ولوله در ولوله سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
مار بسی گرد حنائی خبه
راه بسی داد گزر در دبه
سوخت در . . . ون حنائی بدان
کز ره . . . ون خورد بسی ناربه
ولوله در ولوله در ولوله
دبدبه در دبدبه در دبدبه
بر در . . . ونش چو بود خفته مست
. . . ایه او گنده تر از مصطبه
. . . یری تا . . . ایه ندانم که چند
از کلهش یک گز تا غبغبه
روزی صد . . . یر چنیق راتبت
کم نکند هیچ ازین راتبه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به تصویرسازی یا توصیف موضوعاتی میپردازد. شاعر درباره مارهایی که در حنای خُبّه میافتند و از راههای مختلف عبور میکنند صحبت میکند. به نظر میرسد روایتی از رفتار یا ویژگیهای مار در فضای خاصی را توصیف میکند. همچنین به نوعی از شوخی و طنز اشاره دارد. در نهایت، با به کار بردن توصیفاتی نظیر "ولوله" و "دبدبه" حالتی از حرکت و هیجان را به تصویر میکشد و به دوگانگی در رفتار و شخصیتها اشاره میکند.