شمارهٔ ۵ - خر دجال سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
ای خر دجال گرگ یوسف خوانی
خود را این بذله لطیف کپک مخت
گرگ و خری هم بر آهن مثال که خنثی
دخت و پسر هم پسر نفایه و هم دخت
گر خریا گرگ پوست از تو کنم باز
از جهت پوستین، نه از پی کیمخت
آنکه مرا پوستین وصوف وصلت داد
آن تو کی داد گر قطار کنی بخت
خام طمع شاعری و شعر تو هم خام
نه طمع تو نه شعر تو، نخوهم پخت
کعبه نظم سخن خراب شد از تو
همچو ز بخت النصر حظیره در تخت
اشتر بختی دوان دوان به . . .
بخت نصر بر تو باد لعنت بر بخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر انتقادی و تمسخرآمیز درباره نقصها و کمبودهای فرد یا افرادی است که به نوعی خود را بزرگ میدانند یا تلاش میکنند در ادبیات یا هنر به سطح بالایی برسند، اما در واقعیت ناتوان و بیکفایت هستند. شاعر به استفاده از تصاویری مثل "خر دجال" و "گرگ یوسف" اشاره میکند تا به نوعی نقابزدگی و فریبندگی افراد را به چالش بکشد. او به شعر و ادعای شاعران نقد میکند و آنها را خام و بیاساس میداند. در نهایت، شاعر به بخت و اقبال بد آنها اشاره میکند و از ناکامیهایشان ابراز تاسف میکند.