شمارهٔ ۵۳ - تار و نزنگ سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به می خواران فتادم از قضا دوش
نبود اندر میان تار و ترنگی
بناگه تا ترنگان از درآمد
یکی کنگی فرو ژولیده دنگی
ربابی در برش چون کشتی نوح
برویش برکشیده خام چنگی
بریشمها بر او همچون کبستها
بدستش زخمه ای مانند کنگی
نشست و زود ما را ساخت چنگی
ولیک از سیم ناشد باز چنگی
ترنگ او بگوش ما چنان بود
چو بر دندان مفازخم سنگی
ترنگ او به جان آوردمان کار
بجان آورد ترنگ تا ترنگی
شکسته بر سر و دست و زبانش
به خایسکی و سنگی و کدنگی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده به میخواران اشاره میکند و از تجربهاش در یک شب سخن میگوید. او به دختری اشاره دارد که با سازی مانند "کنگی" در حال نوازندگی است. صدای ساز او تأثیری عمیق بر دل و جان شنوندگان دارد و به اندازهای زیباست که گوینده را تحت تأثیر قرار میدهد. اما در عین حال، والی بزرگ و بیرحمی که در انتهای شعر به آن اشاره میشود، باعث میشود که این زیبایی با درد و شکستگی همراه شود. در نهایت، تصویرسازیهای شاعرانه و استعارهها تنش و زیرو رو شدن حس و حال را در این توصیف به تصویر میکشند.