شمارهٔ ۵۴ - پسر سلمانی سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
رومه سوزک مژه میکنی از نادانی
ای بهر کندن و هر سوختنی ارزانی
جان کن ای کور جگر سوز و سخن نیکو گوی
مژه وارونه چه کردند ترا میدانی
مژه بر هم نزنی شب ز غم هجران را
چو مژه نبود اگر زود رهی نتوانی
موی بینی نکنی لیکن موی مژه را
از برون می بکنی تاز درون بنشانی
پوستین سازی مردیده خود را با ما
بایدی نفسرد ار هیچ به صحرا مانی
خبرت هست که در شهر بخارا سی سال
خرزه خوردی سبکی خرزه با سوهانی
به سمرقند اگر چند کنون جهد کنی
به سلامت نجهی از پسر سلمانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد رفتار و نادانی افرادی میپردازد که به جای یادگیری و پیشرفت، تنها به ظواهر و کارهای سطحی توجه دارند. شاعر از طرفی از شخصی که خود را به دردسر انداخته، میخواهد که به عمق مسائل توجه کند و از سمت دیگر به او یادآور میشود که درک و آگاهی از شرایط واقعی زندگی مهمتر از توجه به زیباییهای ظاهری است. در نهایت، شاعر به ضرورت یادگیری و تلاش در مسیر بهبود فردی و اجتماعی اشاره میکند و از کسانی که در این راه کوتاهی میکنند، انتقاد میکند.