نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ - گدای گداپیشه سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / بخش دوم قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

گدای گداپیشه زاق و گنگ

که دست تو شل باد و پای تو لنگ

تو گر باز گشتی نه شادان بغم

دژم چهره بارکش گشت تنگ

بسا تنگدستا که بردند ازو

صلتهای فاخر بخروار و تنگ

ز بخت بد تست بر بخت او

چو با بخت خود سر نه با او بجنگ

کف مهتران چون ترازو بود

بیکتا پلاسیم و یک پله سنگ

نصیب تو سنگ آمد از بهر آن

که با فضل بودی و بی صبر و سنگ

شدت راست از پیش او چار چیز

کزان چار چیزت بود عار و ننگ

بزر بر خراج و به خانه حق

بسر برد یوس و به . . . ون در پشنگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حال و روز یک گدای گداپیشه می‌پردازد. او که زندگی سختی دارد و به دلیل ناتوانی در شرایط نامساعدی قرار گرفته، احساس ناامیدی و تنگدستی می‌کند. شاعر به ناعدالتی‌های زندگی اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که سرنوشت برخی افراد به خاطر بدشانسی و قضا و قدر زیان دیده است. همچنین نکاتی درباره زبان و اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی نیز مطرح شده که یادآور نابرابری‌ها در جامعه است. در نهایت، این شعر به ابراز احساسات و مشکلات انسانی می‌پردازد و اندوه و ناتوانی را به تصویر می‌کشد.