نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نهانی رازهای دوستداران

کی می‌گوید به دشمن دوست، یاران؟

مسلمانان غم تنهایی‌ام کُشت

خوش آن یاران خوش آن روزگاران

ندانستم چرا غافل گذشتند

ازین فرخنده‌منزل آن سواران

به منزل رفتگان را آگهی نیست

ز حال پا به گل افتاده یاران

به راحت خفتگان را هیچ غم نیست

ز شب‌های غم شب‌زنده‌داران

سرت گردم چو من نالنده مرغی

درین گلشن نیابی از هزاران

به دیدار تو محتاج آنچنانم

که دهقانان به ابر نوبهاران

طبیب این درد در دل از که داری

که می‌باری سرشک از دیده باران

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ تنهایی و اندوه شاعر در غیاب دوستان و یارانش است. شاعر به احساس درد و غم ناشی از این جدایی اشاره می‌کند و از بی‌خبری دیگران از حال کسانی که در غم به سر می‌برند، شکایت دارد. او به وجود شادابی و خوشی که در گذشته‌ها بوده، حسرت می‌خورد و به نیاز و اشتیاقش برای دیدار دوستانش می‌پردازد. در نهایت، شاعر به دنبال درمان دردهایش است و از کسی که درمانش را می‌داند، کمک می‌خواهد.