شمارهٔ ۱۳۲ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
زبیدادت ننالد چون دل من؟
که هر دم می کنی در خون دل من
ندانستی دلم را قدر و بسیار
بجوئی و نیابی چون دل من
تومعشوقی سزد شادان دل تو
منم عاشق سزد محزون دل من
تو ساغر می کشی با غیر و غافل
که حسرت می کشد در خون دل من
چه ساغرهای حسرت زد شب هجر
به یاد آن لب میگون دل من
مروت نیست ورنه برقی از آه
زدی در خرمن گردون دل من
دلم آمد بتنگ از سینه ای کاش
فتد زین کنج غم بیرون دل من
طبیب آن باده ام در ده که سازد
به یک پیمانه دیگرگون دل من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره درد و رنج عاشقانه است. شاعر از احساسات عمیق خود میگوید و به معشوقش اشاره میکند که نمیداند دل او چقدر رنج میکشد. او از حسرت و افسوس ناشی از دوری معشوق صحبت میکند و میگوید که معشوق با دیگران خوش است در حالی که او غمگین و دلشکسته است. در نهایت، شاعر آرزو میکند که بتواند از این غم رها شود و دلش آرام گیرد.