نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

دارم نظری با گل کو روی ترا ماند

با ماه نوم عشقی است کابروی ترا ماند

مهری‌ست به خورشیدم کو همچو رخت باشد

آشفته‌ام از سنبل کو موی ترا ماند

با لاله از آنم خوش کو رنگ تو یاد آرد

از نکهت گل مستم کو بوی ترا ماند

بر نرگس این گلشن زان رو نگرانم من

کو چشم سیه‌مست جادوی ترا ماند

با سرو روانم یار پیوسته در این گلزار

کو قامت رعنا و دلجوی ترا ماند

گشتی به طبیب خویش چون گرم عتاب خشم

در آتش از آن سوزد کو خوی ترا ماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوب خود اشاره می‌کند و احساس عمیق عاشقانه‌اش را بیان می‌کند. او از زیبایی‌های طبیعت همچون گل‌ها، مهتاب و خورشید استفاده می‌کند تا به طور نمادین عشق و زیبایی محبوبش را توصیف کند. شاعر به شدت تحت تأثیر محبوبش قرار دارد و حس می‌کند که زیبایی او در همه جا حاضر است. همچنین، او از درد و عذاب ناشی از عشق و عتاب محبوبش نیز سخن می‌گوید. در کل، شعر مجموعه‌ای از احساسات و تصاویر زیبا حول محور عشق و زیبایی است.