نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۲ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دل عاشق نمی‌گردد به راحت مهربان هرگز

که بلبل در چمن از گل نبندد آشیان هرگز

به خود چون زخم گل مرهم نگیرد داغ هجرانم

نگردد هیچکس یارب جدا از دوستان هرگز

ز خونریز اسیران نیست پروا چشم مستش را

که رحمی نیست رهزن را به جای کاروان هرگز

طبیب از شوق عشقش شمع‌سان در وقت جان دادن

زبان از حرف عشق او نیارد در دهان هرگز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عمق احساس و درد عشق اشاره می‌کند. او می‌گوید دل عاشق هرگز نمی‌تواند به راحتی به مهربانی دیگران روی آورد، همچنانکه بلبل هرگز در چمن از گل آشیانه نمی‌سازد. شاعر به زخم‌های خود از دوری دوستان اشاره می‌کند و می‌گوید هیچ‌کس نمی‌تواند از دوستان جدا شود. او همچنین به بی‌رحمی عشق می‌پردازد و می‌گوید که عاشق، حتی در هنگام مرگ نیز به یاد معشوق است و نمی‌تواند از او حرفی بزند. به طور کلی، این شعر بررسی عمیق عشق و جدایی را نشان می‌دهد.