نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۴ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کس

دل می‌کشدش باز که افزون نگرد کس

کو طاقت نظاره بزمی که بود یار

هم‌صبحت اغیار و ز بیرون نگرد کس

خسرو نگران بر رخ شیرین و ز غیرت

فرهاد نخواهد که به گلگون نگرد کس

زین پیش چه حاصل که به حالم نظرت بود

باید که به این خسته‌دل اکنون نگرد کس

هیهات که بر سرو روان دیده گشاید

در جلوه گر آن قامت موزون نگرد کس

از حسرت دیدار تو گر جان بسپارد

بر روی تو از شرم دگر چون نگرد کس

آنجا که سخن می‌رود از سر محبت

تا چند ترا گوش به افسون نگرد کس

داغ دلش از آه جگرسوز طبیب است

هر لاله که بر دامن هامون نگرد کس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حسرت و درد عشق می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند به زیبایی و جذبه محبوبش نگاه کند و این امر باعث می‌شود که دل او به شدت تنگ شود. او به این نکته اشاره می‌کند که در دیدار محبوب، تمام لذتها و دردها فراموش می‌شوند و آنچه مهم است، احساس عمیق محبت و عشق است. همچنین، شاعر از ناتوانی اساسی در تحمل دوری و نبود محبوب سخن می‌گوید و حسرت دیدار او را به تصویر می‌کشد. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که عشق واقعی نیازمند فداکاری و تحمل است و هیچ‌کس نمی‌تواند جایگاه محبوب را پر کند.