نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون ناله ز جور تو ستمگر نکند کس؟

هرچند کند ناله و باور نکند کس

آن جامه که از خون جگر تر نکند کس

در کوی تو شرطست که در بر نکند کس

خم در قدحم ریز که در میکده عشق

آن به که می از شیشه به ساغر نکند کس

گر سوخت دلت عشق به آتشکده بشتاب

کاین سوختگی چاره به کوثر نکند کس

بنمای به من رخ که دم بازپسین است

حیفست که نظاره دیگر نکند کس

آسوده چنانند شهیدان تو در خاک

ترسم که شود محشر و سر بر نکند کس

در انجمن ما که سرایش همه خونست

ظلمست که از باده لبی تر نکند کس

مائیم و طبیب و در میخانه که آنجا

اندیشه‌ای از گردش اختر نکند کس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره درد و رنج ناشی از عشق و فقدان است. شاعر به احساسات عمیق خود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند به اندازه او از درد عشق ناله کند. او از سوختن دل و نیاز به عشق صحبت می‌کند و می‌گوید که برای درمان این درد باید به میخانه‌ای که عشق در آن باشد، رفت. همچنین بر این نکته تأکید دارد که در این دنیای پر از درد و ظلم، هیچ‌کس نمی‌تواند به درستی خوشی و لذتی را درک کند. شاعر در نهایت از زیبایی‌های عشق و افسوس از نادیده گرفته شدن آن صحبت می‌کند و از مخاطب می‌خواهد که به او توجه کند قبل از اینکه دیر شود.