شمارهٔ ۱۰۵ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
آن مرغ بینواییم، کز آشیانه ما
صد کوچه باغ راه است، تا آب و دانه ما
ما شعله ایم، لیکن پیش کسان ز تمکین
ساکن چو آتش می، باشد زبانه ما
با آنکه هر فسانه، خواب آورد به دیده
از دیده می برد خواب، دایم فسانه ما
ابنای جنس ما را، چون مهره های شطرنج
از بهر جنگ آرد، دوران به خانه ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به توصیف حال و احوال مرغی بیچاره اشاره دارد که در آشیانهاش گرفتار است و برای دسترسی به آب و دانه باید مسیرهای طولانی و سختی را طی کند. این مرغ به نوعی نماد انسانهاست که در زندگی خود با مشکلات فراوانی روبرو هستند. شاعر در ادامه به سوز و گداز درونی این موجود اشاره میکند، که اگرچه شعلهور است، اما در جمع دیگران آرام به نظر میرسد. همچنین، خواب و خیالهای دنیوی او را از واقعیت دور میکند و در نهایت به مقایسه انسانها با مهرههای شطرنج میپردازد که تحت تأثیر حوادث زمان در جنگ و جدال قرار دارند.