شمارهٔ ۱۲ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ستاره چشم می پوشد ز غصه
چو بیند بی گره، ابروی ما را
اگر دستی به گل چیدن گشاییم
بگیرد خار و خس بازوی ما را
نمی آید به کف از چشمه وصل
به غیر از آب حسرت، جوی ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از حسرت و غم صحبت میکند. ستارهای که به خاطر غصه ابروهای بیگفتوگوی معشوق، چشمش را میپوشد. اگر دستی به گل چیدن بزند، ناچار خار و خس نیز به دستانش میچسبد. در پایان، اشاره میکند که از چشمهی وصال، تنها آب حسرت به دست میآورد.