شمارهٔ ۱۲۵ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر یاد رخش چون رود از دیده من آب
صد باغ توان داد به یک چشم زدن آب
آب از مژه رو کرد به من، آه چه سازم
گر وانشود همچو حباب از سر من آب
با آن رخ شاداب به گلشن چو درآیی
از سایه روی تو خورد سرو و سمن آب
زاهد نشود قابل پابوس خم می
چون شیشه، گر از باده کشد دست و دهن آب
گر شهرت تردامنی گل شنود خاک
هرگز نگذارد که درآید به چمن آب
سرچشمه این بادیه را خضر بلد نیست
برداشتمی کاش چو گوهر ز وطن آب
تر شد ره گوشم ز غزلخوانی طغرا
هرگز نشنیدم که برآید ز سخن آب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و احساسات شاعر را نسبت به او بیان میکند. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مثل رود و باغ، عشق و شوق خود را نسبت به معشوق بیان کرده و اشاره میکند که زیبایی او چقدر تأثیرگذار است. همچنین به تمایز میان زهد و عشق اشاره میکند و میگوید حقیقیتر از لذت روحانی نیست. در نهایت، شاعر از تأثیر عمق کلام و غزلخوانی بر خود میگوید و یادآور میشود که هیچ چیز نمیتواند به زیبایی و عمق عشق او برسد.