شمارهٔ ۱۴ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
منت خضر بر سرم نیست، چو شمع انجمن
آب حیات می دهد، آتش سوختن مرا
جوهرچوب دار را ساخته ام طلسم خود
تا نبرد به هر طرف، کشمکش رسن مرا
نازکی شمیم گل، طرح درشتی افکند
بی قد سرو او بود گر هوس چمن مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به بیان احساسات و اندیشههای عمیق خود میپردازد. او به دنبال حیاتی جاویدان است و به نقش عشق و زیبایی در زندگی اشاره میکند. شمع انجمن نماد عشق و روشنایی است که به او زندگی میبخشد. همچنین، او از تلاشها و مشکلاتش در زندگی صحبت میکند و نشان میدهد که چگونه میخواهد بر موانع غلبه کند. در نهایت، اشاره به زیبایی گل و نازکی آن نشان میدهد که عواطف شاعر تحت تأثیر زیباییهای طبیعی قرار دارد.