شمارهٔ ۱۴۷ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
هر دل که ازان نگار خالی ست
باغی ست که از بهار خالی ست
از کودک اشک می شود پر
هرجا ز توام کنار خالی ست
با اینهمه ریشه کاری سعی
دستم چو کف چنار خالی ست
چون شیشه ساعتم سبکروح
روزی که دل از غبار خالی ست
طغرا، شده گلشن از بتان پر
افسوس که جای یار خالی ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به حس تنهایی و کمبود عشق اشاره میکند. او دل خالی از محبوب را به باغی بی بهار تشبیه میکند و از اندوه کودکانهاش سخن میگوید. همچنین بیان میکند که با وجود تلاشهایش، احساسش همچون دستی خالی و بیفروغ است. او دلش را مانند شیشهای سبک و بیوزن توصیف میکند و غصهدار از اینکه جایی برای یار در زندگیاش خالی است، ابراز تأسف میکند.