شمارهٔ ۱۴۹ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ره به درمان ندهم، راهنما آگاه است
نکنم بیخودی از درد، خدا آگاه است
می توان عکس نگه درگل رخسارش دید
نیست آیینه بدین آب، صفا آگاه است
نگهش با مژه، هم بزم نگردیده هنوز
شرم ازین قصه خبردار و حیا آگاه است
بی نسیم گل رویت، ره شادابی را
لاله صدبار غلط کرده، صبا آگاه است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات و دردهای درونی خود اشاره میکند و میگوید که راهنما و خدا از دردهای او آگاه هستند. او به زیبایی و جذابیت چهره محبوبش اشاره میکند و میگوید که حتی بدون آینه میتوان جذابیت او را دید. همچنین، شاعر به حیا و شرم خود از بیان احساساتش اشاره میکند و در نهایت به این نکته میپردازد که بدون نسیم و تازگی، زیبایی چهره محبوب مانند گل پژمرده میشود.