شمارهٔ ۱۸۲ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی
دل به فکر دیگری، لب در سراغ دیگری ست
همچو فانوسم، ز خود چیزی ندارم دربساط
روشنی در کلبه من از چراغ دیگری ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر احساس کمتری نسبت به خود و وابستگی به دیگران را شرح میدهد. او میگوید که نه زبان و نه دلش برای خود اوست و همیشه فکرش به سمت دیگران معطوف است. همچنین، او خود را مانند فانوسی میبیند که نورش از دیگری تامین میشود و در واقع هیچ چیزی از خود ندارد. شاعر به نقصهای خود و تکیهاش بر دیگران اشاره میکند.