شمارهٔ ۱۹ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ماییم و دیدن گل روی تو ساقیا
دلبستگی به سنبل موی تو ساقیا
از آب حسن، موج به خورشید می زند
جامی که خاک خورده ز کوی تو ساقیا
بی استخاره خرد و بی صلاح هوش
دادیم دل به روی نکوی تو ساقیا
هرگز دلم به چشمه کوثر نمی کشد
تا آب خورده ام ز سبوی تو ساقیا
ما را کند هدایت رجعت به اصل خود
برگشتن پیاله به سوی تو ساقیا
طغرا اگر نهد ز جهان، مست پا به حشر
خواهد نجات یافت به روی تو ساقیا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود، که به "ساقی" تعبیر شده، اشاره میکند. او از عشق و وابستگی خود به این زیبایی سخن میگوید و میگوید که دلش به هیچ چیز جز جمال ساقی خوش نمیشود. شاعر از زیباییهای ساقی و تاثیر آن بر زندگیاش میگوید و بیان میکند که عشق به او، او را به سمت اصل و حقیقت وجودش هدایت میکند. همچنین، او اشاره میکند که اگر روزی در دنیا به مشکل بیفتد، تنها در سایه عشق ساقی نجات خواهد یافت.