شمارهٔ ۲۰۶ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خویش را تا جمع کردم بهر گلگشت رخت
همچو سنبل پیش را هم را پریشانی گرفت
دل نخواهد داشت دست صدق از دامان صبح
زان که تعلیم صفا زان پیر نورانی گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر اشاره دارد که وقتی به سفر و گردش رفتن آماده میشود، احساساتی مشابه سنبل (نوعی گل) و نابسامانی را تجربه میکند. دل او نمیتواند از صداقت و روشنی صبح لذت ببرد، زیرا یادگیری صفا و پاکی را از شخصی پیر و نورانی گرفته است. به طور کلی، شاعر در این اشعار به تضاد میان زیباییهای ظاهری و درونی اشاره میکند و به تأثیر آموزههای یک شخص حکیم بر دل و افکار خود میپردازد.