شمارهٔ ۲۲۳ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون نگرید شیشه از کمر عمری همصحبتان؟
چشم تا برهم زند، جان بر لب پیمانه است
جرات از اهل جنون خیزد، نه از ارباب عقل
می رمد صد عاقل از جایی که یک دیوانه است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر به تأثیرات عشق و جنون بر انسانها اشاره میکند. او میگوید شیشه (نماد عمر) زمانی که برای همصحبتان غمگین شود، به گریه میافتد. همچنین تأکید میکند که جرأت و شجاعت از دیوانگان برمیخیزد نه از افراد عاقل، زیرا عاقلان معمولاً از جایی میگریزند که دیوانهای وجود دارد. به طور کلی، شعری است درباره تناقضهای عشق، عقل و جنون.