نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۶ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر لباس فاخر بی اعتبار خسروان

بخیه های خرقه ما، خنده دندان نماست

بس که خاموشی شعار ما بود، چون آفتاب

طشت ما از بام گردون گربیفتد، بی صداست

نشنود گر آن پریوش گفته ما را، بجاست

حرف ما سرگشتگان، چون زلف او پا در هواست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به شکوه و زیورهای ظاهری درباریان و خسروان اشاره می‌کند و به نوعی نقد می‌کند که این زیبایی‌ها فاقد اعتبار و عمق معنایی هستند. او به سادگی و خاموشی پیام خود اشاره می‌کند که مانند آفتاب درخشان است، اما کمتر شنیده می‌شود. همچنین به نادیده‌گرفته شدن سخنانش در برابر زیبایی‌های فریبنده شخصی اشاره کرده و به سرگشتگی خویش در بیان احساساتش می‌پردازد. در مجموع، شعر بیان‌گر تضاد بین ظواهر زیبا و درون بی‌صدا و خاموش است.