نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

از باده پس نیامد، رنگ پریده ما

برگشتگی ندارد، صید رمیده ما

دیشب به ما درآویخت، امشب ز ما عنان تافت

گویی ندیده ما را، آن شوخ دیده ما

کندیم دل ز شمشاد، از بهر آن سهی قد

پیوند سرو گردید، شاخ بریده ما

در عاشقی نداریم رنگی ز سرخ رویی

ماند به شبنم گل، در خون تپیده ما

بر کشتزار امید، یک جو نمی نشیند

صد کوه اگر بغلتد،از آب دیده ما

طغرا ز ما بیاموز، طرز غریب گویی

هم در غزل نگه کن، هم در قصیده ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دلتنگی می‌پردازد. شاعر در آغاز اشاره می‌کند که رنگ پریده و بی‌رمق است و نمی‌تواند از عشقش فاصله بگیرد. او از دلدادگی خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که این عشق باعث شده حتی نتواند سرخوشی را تجربه کند. عشق او مانند یک غنچه خونین در شبنم گل مانده است و هیچ امیدی برای بهبود وضعیتش وجود ندارد. در پایان، شاعر از دیگران می‌خواهد که از تجربیات عاشقانه او بیاموزند و کارهای ادبی‌اش را مورد توجه قرار دهند.