نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۱ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست

این باده را مگر به لب گل توان چشید

آن تنگ روزی طربم کز می نشاط

بی بهره تا نگشت لبم، کی زبان چشید

یک قطره باده در ته خمخانه ام نماند

از بس که محتسب به لب امتحان چشید!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حسرت و ناکامی شاعر در تجربه عشق و وصال می‌پردازد. او می‌گوید که لذت واقعی عشق و باده را فقط زمانی می‌توان چشید که به گل (عشق واقعی) دسترسی داشته باشیم. همچنین شاعر به تنگی روزهای زندگی‌اش اشاره می‌کند که باده شادی را نتوانسته بچشد و به یادآوری می‌آورد که محتسب (ممیز و ناظر) هم خواسته است تا از باده‌اش بچشد، ولی در نهایت هیچ قطره‌ای برای او باقی نمانده است.