شمارهٔ ۳۶۹ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چشم مرا به شوق رخت خواب می برد
دام از پی گرفتن مهتاب می برد
کو صبر تا به خواب ببینم رخ ترا
صد خواب را ز گریه من آب می برد
دست از قدح مدار چو اندوهگین شدی
این گرد را نسیم می ناب می برد
مشکل گشا به ملت ما، دست مطرب است
کز دل گره به ناخن مضراب می برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر اشعاری درباره عشق و longing است. شاعر به شوق زیبایی معشوق خود مینویسد و میگوید که خواب دیدن او آرزویش است. او از گریههایش میگوید که خوابهایش را میسوزاند. شاعر همچنین به استفاده از شراب و موسیقی به عنوان راههایی برای فراموشی اندوه و مشکلات اشاره میکند. در نهایت، او اشاره دارد که موسیقی میتواند مشکلات جامعه را حل کند.