شمارهٔ ۳۷۵ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
رهبری کو تا دل از سرگشتگی بی غم شود
خضر بیشم کرد سرگردان، که عمرش کم شود!
سرزمین عیش بی نور است، می در جام ریز
کی برافروزد چراغ لاله چون بی نم شود
تاک راکز ابر رحمت در چمن آبستن است
بهتر از می نیست فرزندی، اگر مریم شود
دل ندارد همچو من غم پروری در کار عشق
می خورم غم،اگر دل یک نفس بی غم شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جستجوی رهبری است که بتواند از دل پر از سرگشتگی و غم رهایی بخشد. شاعر به حالتی از بلاتکلیفی اشاره میکند که با گذر عمر، این احساس سنگینتر میشود. همچنین به توصیف زیبایی و خوشیهای زندگی میپردازد، اما میگوید این خوشیها بدون نور و آگاهی جدی اهمیت چندانی ندارند. شاعر در پایان تأکید میکند که عاشق واقعی، حتی در می، از غم خود نمیکاهد و در جستجوی آرامش و شادی است.