نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۳ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کس به فریاد جرس گر نرسد، جا دارد

دل که بیدرد بود، ناله چه تاثیر کند

مکن از مرگ شکایت که جوانان را برد

به ازان بود که دوران به جفا پیر کند

یارب ندهد طره آسودگی اش دست

آن شانه که زلف توام از چنگ برآورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عمیق ناامیدی و درد اشاره دارد. شاعر در ابتدا بیان می‌کند که اگر کسی نتواند به صدای فریاد یا صدای جرس برسد، هیچ دلی نمی‌تواند به درستی ناله کند. سپس به مرگ جوانان اشاره می‌کند و می‌گوید که شکایت از مرگ بی‌فایده است، زیرا برخی از افراد به جای جوانی، در دوران پیری دچار سختی و اذیت می‌شوند. در پایان، شاعر از خدا می‌خواهد که آرامش محبوبش را از او سلب نکند، زیرا هر بار که او دستش از زلف معشوق به دور می‌شود، نوای درد و غم در دلش می‌نشیند.