شمارهٔ ۳۹۷ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پای تا سر چون جرس گوشم، ولی زین کاروان
جز فغان خود به من صوت و صدایی برنخورد
برگ کاهم، لیک از بی طالعیها بر سرم
جذبه شوقی نیامد، کهربایی برنخورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات بیان میکند که از بیخبری و دوری از عزیزانش، تنها صدای فریاد خودش را میشنود و هیچ صدای دیگری به گوشش نمیرسد. او به بیان حالتی از بیطوری و شوق نایاب میپردازد و میگوید که حتی برگی از درختش هم به خاطر ناآگاهیاش بر سرش نمیافتد. در کل، این ابیات احساس تنهایی و longing (آرزو) عمیق شاعر را به تصویر میکشد.