نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۹ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرد کلفت بس که می ریزد مرا بر تن غبار

بر رخ آیینه می پاشد ز عکس من غبار

خاکساران را چو رانی از درت، خنجر مکش

می شود از باد دامن، عازم رفتن غبار

بس که پر گرد ملالم، گر زنی دستی به من

ریزدم از هر بن مو همچو پرویزن غبار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس غبار آلودگی و دلتنگی شاعر اشاره دارد. او به وضوح بیان می‌کند که در اثر غبار و غم، چهره‌اش در آیینه تیره و تار شده است. شاعر از کسانی که به او بی‌رحمی می‌کنند، می‌خواهد که مانند خنجر به او آسیب نزنند و از عذاب‌های آن‌ها، همواره دچار غم و غبار شده است. در نهایت، او اشاره می‌کند که به اندازه‌ای غم و ملال بر او سنگینی می‌کند که موهایش هم مانند غبار پخش می‌شود.