شمارهٔ ۴۸ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
می برد گل رویت، رنگ صد گلستان را
می زند لب لعلت، راه صد بدخشان را
شانه ای نمی باید، سرمه ای نمی شاید
آن دو زلف پیچان را، آن دو چشم فتان را
در بساط خود طغرا، داشت دین و ایمانی
نرد عشق پیش آمد، باخت دین و ایمان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوبش اشاره میکند و تأثیر آن بر طبیعت را توصیف میکند. لبهای او مانند لعل، زیبایی بسیار دارد و زلفهایش پیچیده و دلربا هستند. همچنین، شاعر اشاره میکند که عشق او به محبوبش موجب شده که از دین و ایمان خود نیز صرفنظر کند. در واقع، عشق بر همه چیز غلبه یافته و او را به بازی عاطفی کشانده است.