نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۸ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شورشی از هایهای گریه می خواهد دلم

یک نمکچش از صدای گریه می خواهد دلم

زیستن بی گریه دشوار است بر ارباب درد

زندگی تا انتهای گریه می خواهد دلم

سرکشی دارد ز چشم اشکبارم هر نفس

ناله را زنجیر پای گریه می خواهد دلم

دل به چندین دانه اشک از دیده ام راضی نشد

خرمنی در آسیای گریه می خواهد دلم

رهنمای خنده چون ساغر مرا دلچسب نیست

همچو مینا، رهنمای گریه می خواهد دلم

گر نیاید آب از سرچشمه پی در پی، چه حظ؟

گریه دایم از قفای گریه می خواهد دلم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساسات عمیق خود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که دلش در پی گریه است. او می‌گوید که زندگی بدون گریه برای او سخت است و گریه را بخشی از وجود خود می‌داند. همچنین، او از اشک‌هایش به عنوان زنجیری برای ناله‌هایش یاد می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که دلش به تنها چند اشک راضی نیست، بلکه به خرواری از آن‌ها نیاز دارد. شاعر همچنین می‌گوید که شادی و خنده برایش جذابیتی ندارد و در نهایت، او برای زندگی‌اش به گریه‌های مداوم نیاز دارد.