شمارهٔ ۵۰۱ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نهان شد صافی ام ز آمیزش ناصاف این مجلس
به چشم میکشان صهبای دردآلود را مانم
نهد پا بر بساط مشربم ترسا وگر مومن
تفاوت نیست پیشم، درگه معبود را مانم
ز جور آسمان، گفتار و کردارم دگرگون شد
به احمد پیروم، لیک امت محمود را مانم
ز عصیان می گریزم وز عبادت می کشم تاوان
نه دنیایی، نه دینی، زاهد مردود را مانم
بجز نقصان ندیدم از جنون عاشقی طغرا
به سودا دشمنم، سوداگر بی سود را مانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تأثیرات مختلف جهان و جامعه بر روی روح و شخصیت خود صحبت میکند. او میگوید که در میان ناپاکیها و سختیها، پاکیاش را پنهان کرده است و با درد و رنج دست و پنجه نرم میکند. او از تقابلها و تضادهایی که در ایمان و عملش وجود دارد شکایت میکند و به چالشهایی که در زندگی با آنها روبهروست اشاره میکند. شاعر از تلاش برای فرار از گناه و در عین حال احساس عدم تعلق به دنیای مادی و دینی را بیان میکند و به عشق و جنون عاشقانه خود اشاره میکند که تنها نتیجهاش نقصان بوده است. در نهایت، او به نوعی سردرگمی و ناامیدی از وضعیت خود اشاره میکند و از دشمنی که سودی برایش ندارد صحبت میکند.