شمارهٔ ۵۴۴ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پای از جهان کشیده قراری گرفته ایم
چون صبح ازین بساط کناری گرفته ایم
چون هر نفس گلی ندمد از چراغ ما؟
آتش ز دودمان بهاری گرفته ایم
از دست داده ایم به آسانی حنا
با خون دل چو دست نگاری گرفته ایم
صد ره فتاده ایم چو شبنم به پای گل
تا آشیانه بر سر خاری گرفته ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به حسرت و از دست دادن میپردازد و از حالتی از جدایی و بیقراری سخن میگوید. او به این موضوع اشاره میکند که به خاطر مشکلات و ناکامیها، به زندگی و آرزوهای خود بیتوجه شده و در تلاش است تا از آنها فاصله بگیرد. همچنین، سختیها و دردهای عاطفی را که به دلیل از دست دادن عزیزان و آرزوهایش تجربه کرده، بیان میکند. در نهایت، او از تلاشهای بیثمر خود یاد میکند و به دنبال آرامش میگردد.